FERIMMFeri Motion Makers · Film / Art / Archive

Hannibal Alkhas — هانیبال الخاص

Hannibal Alkhas

Hannibal Alkhas (1930–2010) was an Iranian-Assyrian painter, sculptor, illustrator, poet and influential educator. Born in Kermanshah, he studied philosophy and literature before completing his art education at the School of the Art Institute of Chicago. His narrative, highly recognizable work brought together drawing, painting, poetry, mythology, social memory and the cultural inheritance of Iran and the Assyrian people.

After returning to Iran, he taught generations of artists, founded Gilgamesh Gallery and remained committed to drawing as a form of discovery. Across painting, mural work, sculpture and illustration, the human figure and the act of storytelling stayed central to his practice.

هانیبال الخاص (۱۳۰۹–۱۳۸۹) نقاش، مجسمه‌ساز، تصویرگر، شاعر و آموزگار اثرگذار ایرانیِ آشوری بود. او در کرمانشاه متولد شد، ابتدا فلسفه و ادبیات خواند و سپس تحصیلات هنری خود را در مدرسهٔ مؤسسهٔ هنر شیکاگو به پایان رساند. آثار روایی و به‌سرعت قابل‌شناسایی او، طراحی و نقاشی را با شعر، اسطوره، حافظهٔ اجتماعی و میراث فرهنگی ایران و مردم آشوری پیوند می‌دهند.

پس از بازگشت به ایران، نسل‌های متعددی از هنرمندان را آموزش داد، گالری گیلگمش را بنیان گذاشت و طراحی را همواره راهی برای تجربه و کشف می‌دانست. در نقاشی، دیوارنگاری، مجسمه و تصویرگری او، پیکرهٔ انسان و روایت‌گری جایگاهی مرکزی دارند.

Film · فیلم

Interview · گفت‌وگو

Recorded in 2002 · ضبط‌شده در ۱۳۸۱

I was born in Kermanshah in June 1930. Because my father worked for Iranian Customs, our family moved from city to city. As a child I had a condition that caused my body and hands to tremble. My family worried that the tremor would prevent me from becoming a painter, but it never stopped me from drawing. I came to believe that it helped create a line of my own—one through which people could recognize both my simplest ink drawings and my more complex oil paintings.

Childhood and the first experience of painting

I was born in Kermanshah in June 1930. Because my father worked for Iranian Customs, our family moved from city to city. As a child I had a condition that caused my body and hands to tremble. My family worried that the tremor would prevent me from becoming a painter, but it never stopped me from drawing. I came to believe that it helped create a line of my own—one through which people could recognize both my simplest ink drawings and my more complex oil paintings.

Education, return to Iran, and teaching

After high school I went to the United States, first studying philosophy and literature and later entering the School of the Art Institute of Chicago. After completing my studies, I returned to Iran and began painting and teaching at the boys’ art school. I opened Gilgamesh Gallery, named after the Assyrian literary magazine published by my father, and used it to introduce and support other artists. I later taught in Illinois and returned again to teach at the University of Tehran.

Endurance and self-discovery

At graduation I wondered what could distinguish me among the many artists finishing school across the world. I eventually understood that an artist’s task is to discover and know the self. A visiting painter told our class that only a small number of us would still be painting after five or twenty-five years, and perhaps only one after fifty years. I decided that I would continue. Endurance, however, requires more than stubbornness: one must not tire of painting, must take pleasure in it, and must keep working.

Teaching and the meaning of drawing

A painter who teaches should be willing to work in front of students and take the same risks that are asked of them. Drawing is experimentation and error. The artist must not merely display what is already known, but should learn in the act itself and begin again each time, like a child beginning with the alphabet.

Modern art and exhibition audiences

During the 1960s and 1970s I wanted to disturb established habits in Iranian art. The same small circle attended every opening while galleries remained empty on other days. I tried to bring new audiences into exhibitions, sometimes through provocative projects based on jokes, satire, and writings by figures such as Obeyd Zakani, Rumi, and Saadi.

Figure, abstraction, and “Alkhasism”

I am a narrator of images, and a narrator must think about yesterday, today, and tomorrow. I draw from many schools of art. When people ask which school I belong to, I jokingly answer “Alkhasism.” I do not mean that I invented a new movement; I mean that I use different visual languages while something personal binds the work together.

Painting and illustration

I have long opposed the idea that painting loses value when it includes a subject or a recognizable image. A bird, a hand, an apple, a human figure, or an animal does not make a work less serious. Narrative and image can remain central to painting.

Manifesto

Compassion is the foundation of all art: mourning strangers, the homeless, the displaced, the illiterate, endangered animals, and the loss of water, ozone, and green space. We must also seek morning, peace, light, and joy, and not imagine that hope diminishes the seriousness of art.

Poetry, myth, and image

Poetry and mythology have continually entered my images. Words are not decoration beside the painting; they are another path into memory, history, grief, and collective imagination.

Drawing, experience, and returning to childhood

To draw is to remain curious and to return to the freedom of childhood. The hand learns through repetition, but the artist must preserve the courage to be surprised. I often say: draw hands as much as you can—and never stop drawing.

من فرزند اول پدرم هستم و در خرداد سال ۱۳۰۹ در کرمانشاه متولد شدم. پدرم در گمرک ایران کار می‌کرد و بیشتر اوقات به‌عنوان بازبین به شهرهای مختلف منتقل می‌شد. به همین دلیل، در دوران کودکی هر دو، سه یا چهار سال در شهری زندگی می‌کردم. سال اول دبیرستان تا کلاس نهم را در اهواز گذراندم؛ بعد به تهران آمدم و سه سال در تهران درس خواندم و سپس برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا رفتم.

کودکی و نخستین تجربه‌های نقاشی

من فرزند اول پدرم هستم و در خرداد سال ۱۳۰۹ در کرمانشاه متولد شدم. پدرم در گمرک ایران کار می‌کرد و بیشتر اوقات به‌عنوان بازبین به شهرهای مختلف منتقل می‌شد. به همین دلیل، در دوران کودکی هر دو، سه یا چهار سال در شهری زندگی می‌کردم. سال اول دبیرستان تا کلاس نهم را در اهواز گذراندم؛ بعد به تهران آمدم و سه سال در تهران درس خواندم و سپس برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا رفتم.

در کودکی بیماری خاصی داشتم که باعث لرزش بدنم شد. این لرزش هنوز در صدا و دست‌هایم هست. یادم می‌آید اوایل که نقاشی می‌کردم، مادرم یا عمویم می‌گفتند: «هانیبال چقدر به طراحی و نقاشی علاقه‌مند است؛ باید او را پیش نقاش بگذاریم.» بعد می‌گفتند: «حیف که دستش می‌لرزد.» من از این حرف عصبانی می‌شدم، چون لرزش دست برای خودم هیچ مشکلی نبود و می‌دیدم هرچه دلم می‌خواهد می‌کشم. آن‌ها فکر می‌کردند با دست لرزان نمی‌توانم نقاش خوبی بشوم، اما من ادامه دادم. حتی فکر می‌کنم همین لرزش، نوعی خط و شیوهٔ مخصوص در طراحی من به وجود آورده است. مردم کارهایم را زود تشخیص می‌دهند؛ چه یک طراحی بسیار ساده از اندامی کوچک با مرکب و قلم باشد و چه یک نقاشی پیچیدهٔ رنگ‌روغن.

تحصیل، بازگشت به ایران و تدریس

بعد از دبیرستان به آمریکا رفتم. سه، چهار سال فلسفه و ادبیات خواندم و بعد وارد آرت اینستیتوت شیکاگو شدم؛ جایی که موزه‌اش شاید بعضی از بهترین آثار امپرسیونیست‌ها را در خود دارد. شش سال طول کشید تا تحصیلم را در آن مدرسه تمام کنم.

به‌دلیل فوت پدرم کمی زودتر به ایران برگشتم؛ البته تحصیلاتم را تمام کرده بودم. وقتی آمدم، شروع به نقاشی کردم و می‌خواستم نمایشگاهی را به پدرم تقدیم کنم. بعد به هنرستان پسران رفتم و تدریس را آغاز کردم. این نخستین شغل من پس از بازگشت به ایران بود.

یک سال بعد، گالری «گیلگمش» را افتتاح کردم. نام گالری را از مجله‌ای ادبی به زبان آشوری گرفتم که پدرم منتشر می‌کرد. نمایشگاه‌های زیادی در آنجا برگزار کردم. شاید نخستین نمایشگاه منوچهر صفرزاده، معروف به «مش صفر»، را من در آن گالری برپا کردم. محمود زنگنه هم نقاشی خودآموخته و فراش مدرسه بود که من معرفی‌اش کردم.

در همان زمان برای دانشگاهی در آمریکا نامه نوشته بودم و پذیرفته شده بودم که در دانشگاه مونتیسلو در ایالت ایلینوی تدریس کنم. چون در دانشگاه هنرهای تزئینی ایران مرا نپذیرفتند، مجبور شدم دوباره به آمریکا برگردم. پنج سال آنجا تدریس کردم، کم‌کم اسم و رسمی پیدا کردم و مقاله‌هایی درباره‌ام نوشته شد. همان زمان پروفسور رضایی رئیس دانشگاه تهران شد. او را آورده بودند تا مغزها را جمع کند و ما هم جزو مغزهای فراری به شمار می‌آمدیم! چون تنها کسی بودم که در رشتهٔ هنر، بیرون از ایران و در سطح دانشگاه تدریس می‌کردم، تصمیم گرفته شد به ایران برگردم و در دانشگاه تهران درس بدهم.

دوام آوردن و کشف خویشتن

یادم می‌آید وقتی فارغ‌التحصیل می‌شدم، حدود سیصد نفر بودیم. ناگهان حال بدی به من دست داد. فکر کردم در میان این سیصد نفر، آیا من طراح، نقاش یا رنگ‌شناس برجسته‌ای خواهم شد؟ ویژگی خاصی نداشتم؛ نه بهتر بودم و نه بدتر، آدم متوسطی بودم. بعضی‌ها استعدادهایی داشتند که من نداشتم. بعد با خودم حساب کردم در سراسر دنیا چند نفر هم‌زمان با من از مدرسه‌های هنر فارغ‌التحصیل می‌شوند و طی پنجاه سال تعدادشان به چه رقم نجومی‌ای می‌رسد. با خودم گفتم چه غلطی کرده‌ام که می‌خواهم یکی از چند نفری باشم که نامشان در تاریخ هنر می‌ماند؟

مدتی طول کشید تا بفهمم آدم به این دلیل هنرمند نمی‌شود. هنرمند باید بکوشد به جایی برسد که خودش را خوب کشف کند و بشناسد. وقتی این را فهمیدم، خیلی راحت‌تر شدم. لازم نیست آدم نقاشی باشد که نامش در تاریخ هنر بماند؛ می‌تواند معلم خوبی باشد و در کشوری مثل ایران جایگاهی داشته باشد.

روز بعد از آن احساس، نقاش بسیار خوبی برای ما دانشجویان سخنرانی کرد و حرفی زد که زندگی مرا عوض کرد. رو به جمع سیصدنفرهٔ ما گفت: «قول می‌دهم پنج سال دیگر فقط بیست درصد شما نقاشی را ادامه بدهید و هشتاد درصدتان آن را رها کنید. شاید یک یا دو درصدتان بیست یا بیست‌وپنج سال ادامه بدهند و تنها یک نفر بتواند پنجاه سال نقاشی کند.» همان‌جا با خودم گفتم من از روی لجبازی هم که شده، دست‌کم پنجاه سال ادامه می‌دهم تا شانس بیشتری برای نقاش خوبی شدن داشته باشم. البته این فکر کودکانه بود، اما دوام آوردن چیز زیبایی است. بعدها فهمیدم دوام آوردن فقط با لجبازی ممکن نیست؛ آدم باید از نقاشی خسته نشود، از آن لذت ببرد و بفهمد با پرکاری چقدر می‌توان کار کرد و چقدر می‌توان لذت برد. به همین دلیل مدام کار کردم.

معلمی و معنای طراحی

همیشه به کسانی که معلم می‌شوند هشدار می‌دهم: کسی که نقاش است و معلم می‌شود، نباید از این بترسد که شاگردانش دربارهٔ او چه فکر می‌کنند. باید پیش چشم شاگردان همان کاری را انجام بدهد که به آن‌ها توصیه می‌کند. من هیچ‌وقت نترسیدم شاگرد جوانم ببیند که واعظ غیرمتعظ بوده‌ام؛ یعنی چیزی به او گفته‌ام که خودم انجام نمی‌دهم.

تجربه‌هایم را، حتی وقتی هنوز خام بودند، جلوی تماشاگران و شاگردان می‌گذاشتم. بعضی شاگردان می‌گفتند: «این استادی که به ما طراحی یاد می‌دهد، چرا خودش بلد نیست بکشد؟» این حرف بارها به من گفته شده است. اما هنرمند نباید توانمندی‌اش را به رخ خودش یا دیگران بکشد. طراحی یعنی آزمودن و خطا کردن؛ یعنی هنرمند نترسد و در لحظه مانند کودکی هرچه دلش می‌خواهد انجام بدهد. در همان لحظه باید چیزی بیاموزد، نه اینکه چیزی را که از پیش می‌داند نشان بدهد. طراحی مثل از حفظ خواندن الفبا نیست؛ هر بار باید از الفبا و از اول شروع کرد.

هنر مدرن و «نمایشگاه‌بروها»

من در سال‌های چهل و پنجاه حضور داشتم و سهمی هم در جریان هنر آن دوران داشتم. شلوغ می‌کردم و دوست داشتم بعضی چیزها را به هم بزنم. یکی از آن‌ها نوع کسانی بود که به نمایشگاه‌ها می‌رفتند؛ اسمشان را گذاشته بودم «نمایشگاه‌بروها». وقتی به ایران آمدم و نمایشگاه برگزار کردم، می‌دیدم صد یا دویست نفر مشخص در روز افتتاحیه می‌آیند. شب دوم و سوم هم که به نمایشگاه‌های دیگر می‌رفتی، باز همان‌ها را می‌دیدی. بعضی از آن‌ها حالا پیر شده‌اند و هنوز با هم به نمایشگاه می‌روند.

آن زمان می‌خواستم این روند را به هم بزنم. در تهران شاید چهارده گالری داشتیم. روز افتتاح عده‌ای می‌آمدند، اما روزهای دیگر پرنده پر نمی‌زد و مگس می‌پراندیم. می‌خواستم کسان دیگری هم بتوانند به نمایشگاه بیایند. به همین دلیل کارهایی می‌کردم که جنجال‌برانگیز بود. برای نمونه، نمایشگاهی از جوک‌ها و طنزها برپا کردم و طنزهای عبید زاکانی، بعضی شعرهای مولوی و هزلیات سعدی را در نقاشی‌هایم به تصویر کشیدم.

فیگور، انتزاع و «الخاصیسم»

تعریف نقاشی فیگوراتیو و آبستره بسیار ساده است. اگر چیزی که در تابلو می‌بینیم نام داشته باشد—میوه، حیوان، انسان، طبیعت بی‌جان، منظره یا اندام آدمی—نقاشی فیگوراتیو است. اگر هیچ چیز مشخصی مثل سنگ، درخت، انسان یا حیوان دیده نشود و فقط رنگ و فرم باشد، به آن نقاشی تجریدی، انتزاعی یا آبستره می‌گوییم.

من راوی تصاویر هستم و راوی ناچار است به دیروز، امروز و فردا فکر کند. در کارهایم از همهٔ مکتب‌ها استفاده می‌کنم. وقتی از من می‌پرسند در چه مکتبی کار می‌کنی، به شوخی می‌گویم «مکتب الخاصیسم»؛ اما منظورم این نیست که مکتب تازه‌ای ساخته‌ام. من همهٔ مکتب‌ها را در کارم به کار می‌گیرم، ولی چسبی دارم که کارهایم را یکدست می‌کند.

اشکالی ندارد که هنرمند چند مکتب را با هم ترکیب کند. در بعضی آثار شاگال دیده‌ام که هم سوررئالیستی‌اند، هم اکسپرسیونیستی و هم کوبیستی. در آثار بسیاری از نقاشان می‌توان چند مکتب را دید و این هیچ زیانی به کارشان نزده است. آشنایی با مکاتب هنری مثل دانستن الفباست و باید آن را بلد بود. یکی از ایرادهایی که به بسیاری از هنرمندان تصویری و تجسمی می‌گیرند—به‌خصوص نویسندگان این ایراد را می‌گیرند—این است که از ادبیات، تاریخ هنر، علم، بحث و فلسفه چیزی نمی‌دانند. جلال آل‌احمد یک روز خیلی صریح این حرف را به من گفت.

من واقعاً دلم می‌خواهد همیشه شاگرد بمانم و همیشه بیاموزم. دوست ندارم عنوان «استاد» را به من اطلاق کنند. یکی از جمله‌های معروف من این است: «تا می‌توانید دست بکشید؛ از دست کشیدنِ دست نکشید.» چون برای اینکه طراحی یاد بگیرید، باید بتوانید دست را خوب بکشید و طراحی دست بسیار دشوار است.

نقاشی و تصویرسازی

سال‌هاست با جدا کردن نقاشی از تصویرسازی به این شکل مخالفت می‌کنم. دلیلی نمی‌بینم که اگر اثری موضوع یا تصویر قابل‌شناختنی داشته باشد—مثلاً پرنده، دست، سیب، میوه، انسان یا حیوان—دیگر هنر متعالی نباشد یا فرم هنری‌اش کم‌ارزش یا بد شده باشد. این یکی از فکرهای غلطی است که بسیاری دربارهٔ نقاشی دارند.

مانیفست

غمخوارگی، بنیاد همهٔ هنرهاست. گریه برای غریبان، برای انسان بی‌خانه، بی‌وطن و بی‌الفبا، و نوحه سر دادن برای حیواناتی که نسلشان در حال انقراض است، و برای آب، اُزُن و فضای سبز که رو به کاهش است، سهم بزرگی از غمخوارگی ماست.

ما باید صبح و صلح و نور و سرور را بجوییم و نپنداریم که امید و بشارت از تعالی هنر می‌کاهد.

نام گروه ما «کار و کار و کار» است که شاید بعدها تغییر کند؛ اما با کار و پیگیری به این گفتهٔ حکیم فردوسی، «ز گهواره تا گور دانش بجوی»، عمل می‌کنیم.

شعار همیشگی ما این قطعهٔ زیبا از شعر نیماست: «و هر آن اندیشه، در ما مردگی‌آموز، ویران! آمین! آمین!»

جسارت و غرور سالم از ضروریات خلاقیت در طراحی و هنر متعالی است. آنجا که خط، به‌عنوان اصلی‌ترین عنصر طراحی، جسورانه نقش می‌بندد، طراحی به اوج خود می‌رسد.

ما نقاشی دیواری و مانیومنتال و شیوه‌های مختلف حکاکی را، که هنر را ارزان یا به رایگان در معرض دید مردم قرار می‌دهد، بسیار مهم و سهمی از وظیفهٔ همهٔ هنرمندان می‌دانیم.

ما هنر گذشته را مرده‌ریگی بی‌بها از نسلی فراموش‌شده نمی‌دانیم و برای این سخن شاعر داغستانی، رسول حمزاتوف، احترام خاص قائلیم: «هر کس که به گذشتهٔ خود تیری پرتاب کند، آینده او را به توپ خواهد بست.»

به اعتقاد ما، مکاتب هنری دوامی بس دراز یا همیشگی دارند. مادام که به عشق باور داریم، مکتب رمانتیسیسم؛ مادام که شخصیت هنرمند و سبک و امضای هنری‌اش مشخص است، مکتب اکسپرسیونیسم؛ و مادام که انسان با خواب، رؤیا، کابوس و آرزوهایش دل‌مشغول است، مکتب سوررئالیسم نمی‌تواند مردود به شمار آید. باید با اندیشهٔ امروزین به این مکتب‌ها خصلتی نو بخشید.

ما کثرت بی‌نظیر فرهنگ‌ها و اقوام ایران را ثروتی بی‌نظیر می‌دانیم و خواهان رابطه‌ای تنگاتنگ با آنان هستیم.

ما تدریس را سهم بزرگی در فرایند یادگیری می‌دانیم و معتقدیم که در آموزش به دیگران، به‌ویژه کودکان، خود بیشتر می‌آموزیم.

ما کودکان را موجوداتی نارس، کال و خام نمی‌نامیم و کودکی را دوران طلایی خلاقیت و صداقت می‌دانیم. چه‌بسا که برای بازگشت به این دوران، چه در نگاه و چه در هنرمان، بکوشیم.

تواضع آموختن از هنرمندان بزرگ تاریخ، از بومیان و هنرمندان خودساخته و آبدیده‌شدگان حرفه‌ای، مانند گلیم‌بافان، کاشی‌کاران و رنگرزان، باید یکی از زیباترین خصلت‌های ما باشد.

ما شرکت در یک نمایشگاه فردی و دو نمایشگاه گروهی را حداقل فعالیت سالانهٔ خود می‌دانیم.

ما نگران فقر فرهنگی دیواری‌مان هستیم و می‌خواهیم بکوشیم تا آن را به سطح فرهنگ مفروش‌مان برسانیم.

ما باید به معاد مذهبی یا تاریخ باور داشته باشیم؛ یعنی هنرمند باید بداند که تاریخ، راست و دروغ ادعای او را در نهایت عریان خواهد کرد.

شعر، اسطوره و تصویر

معتقدم هر شاعر بزرگ و خوبی سرانجام به اسطوره تبدیل می‌شود. وقتی کسی را بسیار دوست دارم و چون خودم هم به اسطوره علاقه دارم، دوست دارم آن شاعر را اسطوره‌وار نقاشی کنم. چهره‌های اسطوره‌ای بسیاری از نیما کشیده‌ام.

شعری که فرم یا وزن خوبی نداشته باشد و واژه‌های زیبایش—سین‌ها، شین‌ها، رها و میم‌هایش—به آهنگ شعر کمک نکنند، شعر نمی‌شود. شعر حافظ پر از فرم است. در این بیت فردوسی، «شبی چون شَبَه روی شسته به قیر»، حتی صدای «ش» به شب نزدیک است و حس سکوت را در خود دارد. فرم در شعر حالتی انتزاعی پیدا می‌کند. هیچ شعر بزرگی ندیده‌ام که به فرم، ترکیب‌بندی یا شکل توجه نکرده باشد.

در شعری دربارهٔ آبادان آمده است:

«خوشه‌های کبود آتش و دود
روی شهر برهنه می‌ریزد»

ببینید چه تصویر امپرسیونیستی‌ای از یک شهر، تنها در دو سطر، ساخته شده است. ترکیب «روی شهر برهنه»، بازی با کلمات و قافیهٔ «دود» و «کبود» مثل کنار هم گذاشتن دو رنگ نزدیک است. همهٔ شعرهایی که در ادبیات به آن‌ها شعر ناب می‌گویند، به‌نظر من حالت‌های امپرسیونیستی دارند.

دو نمایشگاه متفاوت

در دهه‌های چهل و پنجاه، عباس پهلوان مجلهٔ «فردوسی» را منتشر می‌کرد؛ مجله‌ای که روشنفکران می‌خواندند. به او تلفن زدم و گفتم روز جمعه، که آخرین روز نمایشگاهم است، برای بازدیدکنندگان چلوکباب می‌دهم. گفتم تابلویی را دو هزار تومان فروخته‌ام—که آن زمان پول زیادی بود و یک پرس چلوکباب کوبیده در بازار دو تومان قیمت داشت—و نمی‌خواهم پول نقاشی را خرج خودم کنم. می‌توانستم با آن پول هزار پرس چلوکباب بخرم و می‌خواستم هزار نفر بیایند نمایشگاهم را ببینند.

روز جمعه جمعیت زیادی آمد. ساعت یک شد و صدای مردم درآمد که پس چه شد؟ گفتم: «مگر نشنیدید حاج‌آقا تابلو را پس داده و نخریده است؟» آن‌وقت فهمیدند کلک زده‌ام تا به نمایشگاه بیایند و کارهایم را ببینند.

نمایشگاه دیگری به یاد پدرم و نیما یوشیج برپا کردم، چون مرگ آن‌ها تقریباً هم‌زمان شده بود. نیما در سوگ پدرش گفته بود:

«پانزده سال گذشت
روزش از شب بدتر
شبش از روز سیه گشته، سیه‌تر»

این نمایشگاهِ تک‌تابلو را در خانهٔ پدری‌مان برگزار کردم؛ خانه‌ای که تازه فروخته بودیم و یک ماه فرصت داشتیم آن را تخلیه کنیم. یک تابلو گذاشتم و بیست صندلی روبه‌رویش چیدم. مثل مراسم عزاداری قهوه و حلوا می‌دادم و هر بار بیش از بیست نفر را به داخل راه نمی‌دادم.

وقتی مردم می‌آمدند، نواری از شعرهای نیما را با صدای یک زن و یک مرد پخش می‌کردم. همهٔ شعرهای آن نوار را در تابلویی سه در چهار متر گنجانده بودم؛ تابلویی که شبیه پردهٔ سینما بود. مردم می‌نشستند، تابلو را تماشا می‌کردند، به شعرها گوش می‌دادند و قهوه و حلوا می‌خوردند. وقتی نوار تمام می‌شد، که نزدیک به یک ساعت طول می‌کشید، بیرون می‌رفتند و گروه بعدی وارد می‌شد.

یک بار بیرون رفتم و دیدم جمعیت زیادی در کوچهٔ خانهٔ پدر و مادرم صف کشیده‌اند. حتی پاسبان آمد ببیند چه خبر است و مأموران به داخل خانه آمدند تا ببینند چه کار می‌کنم. وقتی فهمیدند نمایشگاه است، رفتند. خود همین صف، شبیه صف سینما، نوآوری‌ای بود برای اینکه مردم کارهای تازه‌ای انجام بدهند. این مدرنیسمی بود که من به کار می‌بردم تا نوع نگاه کسانی را تغییر بدهم که با دیدن فیگور می‌گفتند: «خط بطلان؛ نشانش نده؛ تابلو مردود است.» دائم به من می‌گفتند تو مردودی و کارت مردود است. اما حضور مردم برایم ثابت کرد غلطی که کرده بودم، درست بوده است.

طراحی، تجربه و بازگشت به کودکی

یک هفته پیش جرقه‌ای به من گفت طراحی کمی آن‌گونه نیست که تو فکر می‌کنی؛ کمی آن‌گونه هم می‌تواند باشد. هزار جور می‌توان طراحی را تعریف کرد، اما من یک تعریف را بیشتر می‌پذیرم: در طراحی نباید فقط از تجربه و دانش قبلی خود استفاده کرد.

این حرف توضیح می‌خواهد. منظورم این است که وقتی طراحی را شروع می‌کنم، باید تجربه‌ای تازه را به کار بگیرم، ریسک کنم و نترسم که کار خوب از آب درنیاید. طراحی یعنی آموختن در لحظهٔ طراحی کردن؛ آموختن از تصادف، از انتخاب و از بداهه‌سازی.

مهم‌تر از همه، طراحی یعنی بازگشت به کودکی خود و رسیدن به تعبیر شخصی خویش؛ تعبیری که ما را از دیگران متفاوت می‌کند. خودنمایی و پناه بردن به دوز و کلک‌هایی که تجربه به ما یاد می‌دهد، مثل این است که بگوییم: «ببین من چه قدرتی دارم» و به خودمان به‌به و چه‌چه بگوییم.

طراحی کاری صریح و ساده است که باید بی‌پروا انجامش داد و به «هرچه پیش آید، خوش آید» تکیه کرد. همهٔ این حرف‌ها را ساده‌تر بگویم: طراحی یعنی آموختن و بیشتر آموختن؛ یعنی تمرین و بیشتر تمرین کردن؛ یعنی کار و کار و کار، تا رسیدن به سلیقه و تعبیر شخصی خود.


Artworks · آثار

Featured works · آثار منتخب

Drawings · طراحی‌ها

Hannibal Alkhas 7Hannibal Alkhas 7 · هانیبال الخاص 7Hannibal Alkhas 8Hannibal Alkhas 8 · هانیبال الخاص 8Hannibal Alkhas 9Hannibal Alkhas 9 · هانیبال الخاص 9Hannibal Alkhas 10Hannibal Alkhas 10 · هانیبال الخاص 10Hannibal Alkhas 11Hannibal Alkhas 11 · هانیبال الخاص 11Hannibal Alkhas 12Hannibal Alkhas 12 · هانیبال الخاص 12Hannibal Alkhas 13Hannibal Alkhas 13 · هانیبال الخاص 13Hannibal Alkhas 14Hannibal Alkhas 14 · هانیبال الخاص 14Hannibal Alkhas 15Hannibal Alkhas 15 · هانیبال الخاص 15Hannibal Alkhas 16Hannibal Alkhas 16 · هانیبال الخاص 16Hannibal Alkhas 17Hannibal Alkhas 17 · هانیبال الخاص 17Hannibal Alkhas 18Hannibal Alkhas 18 · هانیبال الخاص 18Hannibal Alkhas 19Hannibal Alkhas 19 · هانیبال الخاص 19Hannibal Alkhas 20Hannibal Alkhas 20 · هانیبال الخاص 20Hannibal Alkhas 21Hannibal Alkhas 21 · هانیبال الخاص 21Hannibal Alkhas 22Hannibal Alkhas 22 · هانیبال الخاص 22Hannibal Alkhas 23Hannibal Alkhas 23 · هانیبال الخاص 23Hannibal Alkhas 24Hannibal Alkhas 24 · هانیبال الخاص 24Hannibal Alkhas 25Hannibal Alkhas 25 · هانیبال الخاص 25Hannibal Alkhas 26Hannibal Alkhas 26 · هانیبال الخاص 26Hannibal Alkhas 27Hannibal Alkhas 27 · هانیبال الخاص 27Hannibal Alkhas 28Hannibal Alkhas 28 · هانیبال الخاص 28Hannibal Alkhas 29Hannibal Alkhas 29 · هانیبال الخاص 29Hannibal Alkhas 30Hannibal Alkhas 30 · هانیبال الخاص 30Hannibal Alkhas 31Hannibal Alkhas 31 · هانیبال الخاص 31Hannibal Alkhas 32Hannibal Alkhas 32 · هانیبال الخاص 32Hannibal Alkhas 33Hannibal Alkhas 33 · هانیبال الخاص 33Hannibal Alkhas 34Hannibal Alkhas 34 · هانیبال الخاص 34Hannibal Alkhas 35Hannibal Alkhas 35 · هانیبال الخاص 35Hannibal Alkhas 36Hannibal Alkhas 36 · هانیبال الخاص 36Hannibal Alkhas 37Hannibal Alkhas 37 · هانیبال الخاص 37Hannibal Alkhas 38Hannibal Alkhas 38 · هانیبال الخاص 38Hannibal Alkhas 39Hannibal Alkhas 39 · هانیبال الخاص 39Hannibal Alkhas 40Hannibal Alkhas 40 · هانیبال الخاص 40Hannibal Alkhas 41Hannibal Alkhas 41 · هانیبال الخاص 41Hannibal Alkhas 42Hannibal Alkhas 42 · هانیبال الخاص 42Hannibal Alkhas 43Hannibal Alkhas 43 · هانیبال الخاص 43Hannibal Alkhas 44Hannibal Alkhas 44 · هانیبال الخاص 44Hannibal Alkhas 45Hannibal Alkhas 45 · هانیبال الخاص 45Hannibal Alkhas 46Hannibal Alkhas 46 · هانیبال الخاص 46Hannibal Alkhas 47Hannibal Alkhas 47 · هانیبال الخاص 47Hannibal Alkhas 48Hannibal Alkhas 48 · هانیبال الخاص 48

Paintings · نقاشی‌ها

Hannibal Alkhas 49Hannibal Alkhas 49 · هانیبال الخاص 49Hannibal Alkhas 50Hannibal Alkhas 50 · هانیبال الخاص 50Hannibal Alkhas 51Hannibal Alkhas 51 · هانیبال الخاص 51Hannibal Alkhas 52Hannibal Alkhas 52 · هانیبال الخاص 52Hannibal Alkhas 53Hannibal Alkhas 53 · هانیبال الخاص 53Hannibal Alkhas 54Hannibal Alkhas 54 · هانیبال الخاص 54Hannibal Alkhas 55Hannibal Alkhas 55 · هانیبال الخاص 55Hannibal Alkhas 56Hannibal Alkhas 56 · هانیبال الخاص 56Hannibal Alkhas 57Hannibal Alkhas 57 · هانیبال الخاص 57Hannibal Alkhas 58Hannibal Alkhas 58 · هانیبال الخاص 58Hannibal Alkhas 59Hannibal Alkhas 59 · هانیبال الخاص 59Hannibal Alkhas 60Hannibal Alkhas 60 · هانیبال الخاص 60Hannibal Alkhas 61Hannibal Alkhas 61 · هانیبال الخاص 61Hannibal Alkhas 62Hannibal Alkhas 62 · هانیبال الخاص 62Hannibal Alkhas 63Hannibal Alkhas 63 · هانیبال الخاص 63Hannibal Alkhas 64Hannibal Alkhas 64 · هانیبال الخاص 64Hannibal Alkhas 65Hannibal Alkhas 65 · هانیبال الخاص 65Hannibal Alkhas 66Hannibal Alkhas 66 · هانیبال الخاص 66Hannibal Alkhas 67Hannibal Alkhas 67 · هانیبال الخاص 67Hannibal Alkhas 68Hannibal Alkhas 68 · هانیبال الخاص 68Hannibal Alkhas 69Hannibal Alkhas 69 · هانیبال الخاص 69Hannibal Alkhas 70Hannibal Alkhas 70 · هانیبال الخاص 70Hannibal Alkhas 71Hannibal Alkhas 71 · هانیبال الخاص 71Hannibal Alkhas 72Hannibal Alkhas 72 · هانیبال الخاص 72Hannibal Alkhas 73Hannibal Alkhas 73 · هانیبال الخاص 73Hannibal Alkhas 74Hannibal Alkhas 74 · هانیبال الخاص 74Hannibal Alkhas 75Hannibal Alkhas 75 · هانیبال الخاص 75Hannibal Alkhas 76Hannibal Alkhas 76 · هانیبال الخاص 76Hannibal Alkhas 77Hannibal Alkhas 77 · هانیبال الخاص 77Hannibal Alkhas 78Hannibal Alkhas 78 · هانیبال الخاص 78Hannibal Alkhas 79Hannibal Alkhas 79 · هانیبال الخاص 79Hannibal Alkhas 80Hannibal Alkhas 80 · هانیبال الخاص 80Hannibal Alkhas 81Hannibal Alkhas 81 · هانیبال الخاص 81Hannibal Alkhas 82Hannibal Alkhas 82 · هانیبال الخاص 82Hannibal Alkhas 83Hannibal Alkhas 83 · هانیبال الخاص 83Hannibal Alkhas 84Hannibal Alkhas 84 · هانیبال الخاص 84Hannibal Alkhas 85Hannibal Alkhas 85 · هانیبال الخاص 85Hannibal Alkhas 86Hannibal Alkhas 86 · هانیبال الخاص 86Hannibal Alkhas 87Hannibal Alkhas 87 · هانیبال الخاص 87Hannibal Alkhas 88Hannibal Alkhas 88 · هانیبال الخاص 88Hannibal Alkhas 89Hannibal Alkhas 89 · هانیبال الخاص 89Hannibal Alkhas 90Hannibal Alkhas 90 · هانیبال الخاص 90Hannibal Alkhas 91Hannibal Alkhas 91 · هانیبال الخاص 91Hannibal Alkhas 92Hannibal Alkhas 92 · هانیبال الخاص 92Hannibal Alkhas 93Hannibal Alkhas 93 · هانیبال الخاص 93Hannibal Alkhas 94Hannibal Alkhas 94 · هانیبال الخاص 94Hannibal Alkhas 95Hannibal Alkhas 95 · هانیبال الخاص 95Hannibal Alkhas 96Hannibal Alkhas 96 · هانیبال الخاص 96Hannibal Alkhas 97Hannibal Alkhas 97 · هانیبال الخاص 97Hannibal Alkhas 98Hannibal Alkhas 98 · هانیبال الخاص 98Hannibal Alkhas 99Hannibal Alkhas 99 · هانیبال الخاص 99Hannibal Alkhas 100Hannibal Alkhas 100 · هانیبال الخاص 100Hannibal Alkhas 101Hannibal Alkhas 101 · هانیبال الخاص 101Hannibal Alkhas 102Hannibal Alkhas 102 · هانیبال الخاص 102Hannibal Alkhas 103Hannibal Alkhas 103 · هانیبال الخاص 103Hannibal Alkhas 104Hannibal Alkhas 104 · هانیبال الخاص 104Hannibal Alkhas 105Hannibal Alkhas 105 · هانیبال الخاص 105Hannibal Alkhas 106Hannibal Alkhas 106 · هانیبال الخاص 106Hannibal Alkhas 107Hannibal Alkhas 107 · هانیبال الخاص 107Hannibal Alkhas 108Hannibal Alkhas 108 · هانیبال الخاص 108Hannibal Alkhas 109Hannibal Alkhas 109 · هانیبال الخاص 109Hannibal Alkhas 110Hannibal Alkhas 110 · هانیبال الخاص 110Hannibal Alkhas 111Hannibal Alkhas 111 · هانیبال الخاص 111Hannibal Alkhas 112Hannibal Alkhas 112 · هانیبال الخاص 112Hannibal Alkhas 113Hannibal Alkhas 113 · هانیبال الخاص 113Hannibal Alkhas 114Hannibal Alkhas 114 · هانیبال الخاص 114Hannibal Alkhas 115Hannibal Alkhas 115 · هانیبال الخاص 115Hannibal Alkhas 116Hannibal Alkhas 116 · هانیبال الخاص 116Hannibal Alkhas 117Hannibal Alkhas 117 · هانیبال الخاص 117Hannibal Alkhas 118Hannibal Alkhas 118 · هانیبال الخاص 118Hannibal Alkhas 119Hannibal Alkhas 119 · هانیبال الخاص 119Hannibal Alkhas 120Hannibal Alkhas 120 · هانیبال الخاص 120Hannibal Alkhas 121Hannibal Alkhas 121 · هانیبال الخاص 121Hannibal Alkhas 122Hannibal Alkhas 122 · هانیبال الخاص 122Hannibal Alkhas 123Hannibal Alkhas 123 · هانیبال الخاص 123Hannibal Alkhas 124Hannibal Alkhas 124 · هانیبال الخاص 124Hannibal Alkhas 125Hannibal Alkhas 125 · هانیبال الخاص 125Hannibal Alkhas 126Hannibal Alkhas 126 · هانیبال الخاص 126Hannibal Alkhas 127Hannibal Alkhas 127 · هانیبال الخاص 127Hannibal Alkhas 128Hannibal Alkhas 128 · هانیبال الخاص 128Hannibal Alkhas 129Hannibal Alkhas 129 · هانیبال الخاص 129Hannibal Alkhas 130Hannibal Alkhas 130 · هانیبال الخاص 130Hannibal Alkhas 131Hannibal Alkhas 131 · هانیبال الخاص 131Hannibal Alkhas 132Hannibal Alkhas 132 · هانیبال الخاص 132Hannibal Alkhas 133Hannibal Alkhas 133 · هانیبال الخاص 133Hannibal Alkhas 134Hannibal Alkhas 134 · هانیبال الخاص 134Hannibal Alkhas 135Hannibal Alkhas 135 · هانیبال الخاص 135Hannibal Alkhas 136Hannibal Alkhas 136 · هانیبال الخاص 136Hannibal Alkhas 137Hannibal Alkhas 137 · هانیبال الخاص 137Hannibal Alkhas 138Hannibal Alkhas 138 · هانیبال الخاص 138Hannibal Alkhas 139Hannibal Alkhas 139 · هانیبال الخاص 139Hannibal Alkhas 140Hannibal Alkhas 140 · هانیبال الخاص 140Hannibal Alkhas 141Hannibal Alkhas 141 · هانیبال الخاص 141Hannibal Alkhas 142Hannibal Alkhas 142 · هانیبال الخاص 142Hannibal Alkhas 143Hannibal Alkhas 143 · هانیبال الخاص 143Hannibal Alkhas 144Hannibal Alkhas 144 · هانیبال الخاص 144Hannibal Alkhas 145Hannibal Alkhas 145 · هانیبال الخاص 145Hannibal Alkhas 146Hannibal Alkhas 146 · هانیبال الخاص 146Hannibal Alkhas 147Hannibal Alkhas 147 · هانیبال الخاص 147Hannibal Alkhas 148Hannibal Alkhas 148 · هانیبال الخاص 148Hannibal Alkhas 149Hannibal Alkhas 149 · هانیبال الخاص 149Hannibal Alkhas 150Hannibal Alkhas 150 · هانیبال الخاص 150Hannibal Alkhas 151Hannibal Alkhas 151 · هانیبال الخاص 151Hannibal Alkhas 152Hannibal Alkhas 152 · هانیبال الخاص 152Hannibal Alkhas 153Hannibal Alkhas 153 · هانیبال الخاص 153Hannibal Alkhas 154Hannibal Alkhas 154 · هانیبال الخاص 154Hannibal Alkhas 155Hannibal Alkhas 155 · هانیبال الخاص 155Hannibal Alkhas 156Hannibal Alkhas 156 · هانیبال الخاص 156Hannibal Alkhas 157Hannibal Alkhas 157 · هانیبال الخاص 157Hannibal Alkhas 158Hannibal Alkhas 158 · هانیبال الخاص 158Hannibal Alkhas 159Hannibal Alkhas 159 · هانیبال الخاص 159Hannibal Alkhas 160Hannibal Alkhas 160 · هانیبال الخاص 160Hannibal Alkhas 161Hannibal Alkhas 161 · هانیبال الخاص 161Hannibal Alkhas 162Hannibal Alkhas 162 · هانیبال الخاص 162Hannibal Alkhas 163Hannibal Alkhas 163 · هانیبال الخاص 163Hannibal Alkhas 164Hannibal Alkhas 164 · هانیبال الخاص 164Hannibal Alkhas 165Hannibal Alkhas 165 · هانیبال الخاص 165Hannibal Alkhas 166Hannibal Alkhas 166 · هانیبال الخاص 166Hannibal Alkhas 167Hannibal Alkhas 167 · هانیبال الخاص 167Hannibal Alkhas 168Hannibal Alkhas 168 · هانیبال الخاص 168Hannibal Alkhas 169Hannibal Alkhas 169 · هانیبال الخاص 169Hannibal Alkhas 170Hannibal Alkhas 170 · هانیبال الخاص 170Hannibal Alkhas 171Hannibal Alkhas 171 · هانیبال الخاص 171Hannibal Alkhas 172Hannibal Alkhas 172 · هانیبال الخاص 172Hannibal Alkhas 173Hannibal Alkhas 173 · هانیبال الخاص 173Hannibal Alkhas 174Hannibal Alkhas 174 · هانیبال الخاص 174Hannibal Alkhas 175Hannibal Alkhas 175 · هانیبال الخاص 175Hannibal Alkhas 176Hannibal Alkhas 176 · هانیبال الخاص 176Hannibal Alkhas 177Hannibal Alkhas 177 · هانیبال الخاص 177Hannibal Alkhas 178Hannibal Alkhas 178 · هانیبال الخاص 178Hannibal Alkhas 179Hannibal Alkhas 179 · هانیبال الخاص 179Hannibal Alkhas 180Hannibal Alkhas 180 · هانیبال الخاص 180Hannibal Alkhas 181Hannibal Alkhas 181 · هانیبال الخاص 181

From Birth to Birth · از تولد تا تولد

Hannibal Alkhas 182Hannibal Alkhas 182 · هانیبال الخاص 182Hannibal Alkhas 183Hannibal Alkhas 183 · هانیبال الخاص 183Hannibal Alkhas 184Hannibal Alkhas 184 · هانیبال الخاص 184Hannibal Alkhas 185Hannibal Alkhas 185 · هانیبال الخاص 185Hannibal Alkhas 186Hannibal Alkhas 186 · هانیبال الخاص 186Hannibal Alkhas 187Hannibal Alkhas 187 · هانیبال الخاص 187Hannibal Alkhas 188Hannibal Alkhas 188 · هانیبال الخاص 188Hannibal Alkhas 189Hannibal Alkhas 189 · هانیبال الخاص 189Hannibal Alkhas 190Hannibal Alkhas 190 · هانیبال الخاص 190Hannibal Alkhas 191Hannibal Alkhas 191 · هانیبال الخاص 191Hannibal Alkhas 192Hannibal Alkhas 192 · هانیبال الخاص 192Hannibal Alkhas 193Hannibal Alkhas 193 · هانیبال الخاص 193Hannibal Alkhas 194Hannibal Alkhas 194 · هانیبال الخاص 194Hannibal Alkhas 195Hannibal Alkhas 195 · هانیبال الخاص 195Hannibal Alkhas 196Hannibal Alkhas 196 · هانیبال الخاص 196Hannibal Alkhas 197Hannibal Alkhas 197 · هانیبال الخاص 197Hannibal Alkhas 198Hannibal Alkhas 198 · هانیبال الخاص 198Hannibal Alkhas 199Hannibal Alkhas 199 · هانیبال الخاص 199Hannibal Alkhas 200Hannibal Alkhas 200 · هانیبال الخاص 200Hannibal Alkhas 201Hannibal Alkhas 201 · هانیبال الخاص 201Hannibal Alkhas 202Hannibal Alkhas 202 · هانیبال الخاص 202Hannibal Alkhas 203Hannibal Alkhas 203 · هانیبال الخاص 203Hannibal Alkhas 204Hannibal Alkhas 204 · هانیبال الخاص 204Hannibal Alkhas 205Hannibal Alkhas 205 · هانیبال الخاص 205Hannibal Alkhas 206Hannibal Alkhas 206 · هانیبال الخاص 206Hannibal Alkhas 207Hannibal Alkhas 207 · هانیبال الخاص 207Hannibal Alkhas 208Hannibal Alkhas 208 · هانیبال الخاص 208Hannibal Alkhas 209Hannibal Alkhas 209 · هانیبال الخاص 209Hannibal Alkhas 210Hannibal Alkhas 210 · هانیبال الخاص 210Hannibal Alkhas 211Hannibal Alkhas 211 · هانیبال الخاص 211Hannibal Alkhas 212Hannibal Alkhas 212 · هانیبال الخاص 212Hannibal Alkhas 213Hannibal Alkhas 213 · هانیبال الخاص 213Hannibal Alkhas 214Hannibal Alkhas 214 · هانیبال الخاص 214Hannibal Alkhas 215Hannibal Alkhas 215 · هانیبال الخاص 215Hannibal Alkhas 216Hannibal Alkhas 216 · هانیبال الخاص 216Hannibal Alkhas 217Hannibal Alkhas 217 · هانیبال الخاص 217Hannibal Alkhas 218Hannibal Alkhas 218 · هانیبال الخاص 218Hannibal Alkhas 219Hannibal Alkhas 219 · هانیبال الخاص 219Hannibal Alkhas 220Hannibal Alkhas 220 · هانیبال الخاص 220Hannibal Alkhas 221Hannibal Alkhas 221 · هانیبال الخاص 221Hannibal Alkhas 222Hannibal Alkhas 222 · هانیبال الخاص 222Hannibal Alkhas 223Hannibal Alkhas 223 · هانیبال الخاص 223Hannibal Alkhas 224Hannibal Alkhas 224 · هانیبال الخاص 224Hannibal Alkhas 225Hannibal Alkhas 225 · هانیبال الخاص 225Hannibal Alkhas 226Hannibal Alkhas 226 · هانیبال الخاص 226Hannibal Alkhas 227Hannibal Alkhas 227 · هانیبال الخاص 227Hannibal Alkhas 228Hannibal Alkhas 228 · هانیبال الخاص 228Hannibal Alkhas 229Hannibal Alkhas 229 · هانیبال الخاص 229Hannibal Alkhas 230Hannibal Alkhas 230 · هانیبال الخاص 230Hannibal Alkhas 231Hannibal Alkhas 231 · هانیبال الخاص 231Hannibal Alkhas 232Hannibal Alkhas 232 · هانیبال الخاص 232Hannibal Alkhas 233Hannibal Alkhas 233 · هانیبال الخاص 233Hannibal Alkhas 234Hannibal Alkhas 234 · هانیبال الخاص 234Hannibal Alkhas 235Hannibal Alkhas 235 · هانیبال الخاص 235Hannibal Alkhas 236Hannibal Alkhas 236 · هانیبال الخاص 236Hannibal Alkhas 237Hannibal Alkhas 237 · هانیبال الخاص 237

Mourning in the Desert · سوگواری در بیابان

Story of the Assyrian People I · داستان مردم آشوری ۱

Sculptures · مجسمه‌ها

Hannibal Alkhas 257Hannibal Alkhas 257 · هانیبال الخاص 257Hannibal Alkhas 258Hannibal Alkhas 258 · هانیبال الخاص 258Hannibal Alkhas 259Hannibal Alkhas 259 · هانیبال الخاص 259Hannibal Alkhas 260Hannibal Alkhas 260 · هانیبال الخاص 260Hannibal Alkhas 261Hannibal Alkhas 261 · هانیبال الخاص 261Hannibal Alkhas 262Hannibal Alkhas 262 · هانیبال الخاص 262Hannibal Alkhas 263Hannibal Alkhas 263 · هانیبال الخاص 263Hannibal Alkhas 264Hannibal Alkhas 264 · هانیبال الخاص 264Hannibal Alkhas 265Hannibal Alkhas 265 · هانیبال الخاص 265Hannibal Alkhas 266Hannibal Alkhas 266 · هانیبال الخاص 266Hannibal Alkhas 267Hannibal Alkhas 267 · هانیبال الخاص 267Hannibal Alkhas 268Hannibal Alkhas 268 · هانیبال الخاص 268Hannibal Alkhas 269Hannibal Alkhas 269 · هانیبال الخاص 269Hannibal Alkhas 270Hannibal Alkhas 270 · هانیبال الخاص 270Hannibal Alkhas 271Hannibal Alkhas 271 · هانیبال الخاص 271Hannibal Alkhas 272Hannibal Alkhas 272 · هانیبال الخاص 272Hannibal Alkhas 273Hannibal Alkhas 273 · هانیبال الخاص 273Hannibal Alkhas 274Hannibal Alkhas 274 · هانیبال الخاص 274Hannibal Alkhas 275Hannibal Alkhas 275 · هانیبال الخاص 275Hannibal Alkhas 276Hannibal Alkhas 276 · هانیبال الخاص 276Hannibal Alkhas 277Hannibal Alkhas 277 · هانیبال الخاص 277Hannibal Alkhas 278Hannibal Alkhas 278 · هانیبال الخاص 278Hannibal Alkhas 279Hannibal Alkhas 279 · هانیبال الخاص 279Hannibal Alkhas 280Hannibal Alkhas 280 · هانیبال الخاص 280Hannibal Alkhas 281Hannibal Alkhas 281 · هانیبال الخاص 281Hannibal Alkhas 282Hannibal Alkhas 282 · هانیبال الخاص 282Hannibal Alkhas 283Hannibal Alkhas 283 · هانیبال الخاص 283Hannibal Alkhas 284Hannibal Alkhas 284 · هانیبال الخاص 284Hannibal Alkhas 285Hannibal Alkhas 285 · هانیبال الخاص 285Hannibal Alkhas 286Hannibal Alkhas 286 · هانیبال الخاص 286Hannibal Alkhas 287Hannibal Alkhas 287 · هانیبال الخاص 287Hannibal Alkhas 288Hannibal Alkhas 288 · هانیبال الخاص 288Hannibal Alkhas 289Hannibal Alkhas 289 · هانیبال الخاص 289Hannibal Alkhas 290Hannibal Alkhas 290 · هانیبال الخاص 290Hannibal Alkhas 291Hannibal Alkhas 291 · هانیبال الخاص 291Hannibal Alkhas 292Hannibal Alkhas 292 · هانیبال الخاص 292Hannibal Alkhas 293Hannibal Alkhas 293 · هانیبال الخاص 293Hannibal Alkhas 294Hannibal Alkhas 294 · هانیبال الخاص 294Hannibal Alkhas 295Hannibal Alkhas 295 · هانیبال الخاص 295Hannibal Alkhas 296Hannibal Alkhas 296 · هانیبال الخاص 296Hannibal Alkhas 297Hannibal Alkhas 297 · هانیبال الخاص 297

Photographs · عکس‌ها